گفت‌وگو با باقر نمازي مشاور ارشد شوراي جهاني جمعيت

اگر يك شركت در بخش خصوصي داريد و مشغول فعاليت هستيد، بدانيد كه اين شركت‌تنها ابزاري براي پول در آوردن شما نيست، بلكه يك سري مسؤوليت‌ها نسبت به جامعه و توسعه هم داريد اگر مي‌خواهيد خوب با جزييات آشنا شويد، گفت‌وگوي ما با باقر نمازي مشاور ارشد شوراي جهاني جمعيت را در صفحه جامعه و شركت‌ها بخوانيد.

مشاركت بخش خصوصي الزام جديد توسعه

گفت‌وگو با باقر نمازي،مشاور ارشد شوراي جهاني جمعيت و رييس هيأت مديرهء‌مؤسسهء همياران غيردولتي ايران

 مؤسسهء همياران غدا يك مؤسسهء‌ مردمي، داوطلبانه و غيرانتفاعي است كه به توانمندسازي مردم، جامعهء مدني و سازمان‌هاي غيردولتي، تقويت همكاري‌هاي بين‌المللي، ايجاد محيط مناسب براي فعاليت‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي و ارايهء الگوهاي عملي مردم محور بر توسعهء پايدار تاكيد دارد و برنامه‌هاي خود را سامان مي‌دهد. اين مؤسسه برنامه‌‌هاي بسياري را در جهت توانمندسازي جوامع محلي در اردكان، بم، بروجرد، مشهد، كرمان، رامسر و... با مشاركت سازمان‌هاي بين‌المللي و شركت‌ها و بخش‌خصوصي انجام داده است. بسياري از برنامه‌ها و فعاليت‌ها در جهت فقرزدايي و ايجاد اشتغال و توانمندسازي جوامع محلي بوده است.

به عنوان آغاز بحث شما به عنوان يكي از فعالان جامعهء مدني مسؤوليت اجتماعي شركت‌‌ها را در ايران چگونه مي‌بينيد؟

من فكر مي‌كنم بهتر است در آغاز به يك مفهوم مشترك و بومي از مسؤوليت اجتماعي شركت‌ها در كشور برسيم، در يك كنفرانس بين‌المللي كه در روزهاي پاياني سال 82 توسط همياران، اتاق بازرگاني و كنفدراسيون صنعت و برخي شركت‌هاي خصوصي و چندمليتي و با حضور وزير اقتصاد برگزار شد روي مفهومي از مسؤوليت اجتماعي شركت‌ها توافق شد. اين مفهوم يعني مسؤوليت اجتماعي شركت‌ها شامل رعايت حقوق شهروندي، حاكميت قانون و مبارزه با فساد، حفظ و پايداري و شكوفايي منابع طبيعي و انساني و سرمايه‌گذاري در تامين نيازهاي اساسي جامعه و مديريت مشاركتي است. البته برخي از دوستان فكر مي‌كنند كه اين يك مفهوم غربي است در حالي كه اين مفهوم در سنت‌هاي ملي و مذهبي ما به شدت وجود دارد كه بعد اشاره مي‌‌كنم. اما اين مفهوم در معناي مدرنش چگونه شكل گرفت، در اواخر قرن 20 تمامي بازيگران نظام جهاني متوجه شدند كه توسعه و پيشرفت جهاني فقط از طريق و توسط دولت امكان‌پذير نيست و مي‌بايد در توسعه و پيشرفت جهاني، بخش خصوصي، جامعهء مدني، نهادهاي پژوهشي و مشاركتي، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها نيز سهيم باشند. نتيجهء اين مباحث موجب شد كه دولت‌ها قدري از اقتدار خود بكاهند و عقب‌نشيني كنند و دريابندكه واقعائ ظرفيت محدودي براي پيشرفت و توسعهء همه‌جانبه و بين‌المللي دارند اين‌گونه بود كه امروزه شركت‌هاي بزرگ و فراملي به همراه جامعهء مدني و جنبش‌هاي اجتماعي پابه‌پاي دولت‌ها در سطح نظام بين‌المللي نقش‌آفريني مي‌كنند. البته در اين دروه مناقشه زيادي ميان دولت، جامعهء مدني و بخش خصوصي و شركت‌ها وجود داشت. جامعهء مدني قصد داشت كه با اجازهء فعاليت بيشتر و فضاي گسترده‌تر قدري از بي‌عدالتي‌ها و سرعت روند جهاني شدن بكاهد. بخش خصوصي و شركت‌ها هر چند آگاهي از نقش و تاثير‌شان در صحنهء بين‌المللي بيشتر شده بود ولي به هر حال انگيزهء اصلي‌شان سودجويي است. به اين ترتيب اين سه بازيگر به اين نتيجه رسيدند كه همكاري با يكديگر به نفع همه است و در نهايت منافع خودشان بيشتر مي‌شود. به عنوان مثال شركت‌هاي چندمليتي نفتي در صورتي كه اندكي بي‌توجه باشند از لحاظ زيست‌محيطي مي‌توانند گرفتاري‌هاي بسياري ايجاد كنند در عين حال كه اين شركت‌هاي نفتي نقش مثبتي در توسعهء جهاني و ايجاد اشتغال ايفا مي‌كنند، مي‌توانند اين بي‌تعادلي‌ها را ايجاد كنند. بنابراين پسوند و همكاري جامعهء مدني، بخش خصوصي، دولت و به نظر من جامعهء علمي و دانشگاهي اثرات بسيار مثبتي ايجاد كند. يك نمونهء جالب از اثرات اين همكاري كه خود به آن برخوردم را ذكر مي‌كنم: از طرف سازمان ملل من در دههء 80 از اندونزي بازديد مي‌كردم در حين بازديد از اندونزي به يك گروه پژوهشي ژاپني برخوردم كه روي الگوي رفتاري فرهنگي اجتماعي و اقتصادي مردم اندونزي مطالعه مي‌كردند. اين گروه از سوي بخش خصوصي ژاپن و انجمن صنعت ژاپن براي مطالعه بر روي الگوهاي «رفتاري، فرهنگي و اجتماعي» مردم اندونزي آمده بودند، براي من جالب بود پرسيدم كه چرا از سوي بخش خصوصي، در جواب به من گفتند مشابه اين سبك مطالعه را ما سال‌ها پيش در ايران انجام داديم كه نتايج آن براي شركت‌هاي ژاپني بسيار مثبت و سودمند بود به اين شكل كه ما با مطالعهء الگوهاي رفتاري و فرهنگي مردم ايران به صاحبان صنايع ژاپن پيشنهاد ساخت كرسي برقي را داديم تا از بسياري از خطراتي كه براي مردم شما پيش مي‌آمد بكاهيم يا چون از علاقهء مردم شما به ته‌ديگ باخبر شديم صاحبان صنعت ژاپن پلوپز را به وجود آوردند. اين گفته‌ها از سوي اين گروه ژاپني براي من بسيار جالب بود، اگر اين ديد را بخش خصوصي دنبال كند مي‌تواند به رونق، پيشرفت و پايداري وضع مردم كمك شاياني كند علاوه بر آن‌كه بازار بسيار گسترده‌اي نيز از اين طريق براي شركت‌ها پديد مي‌آيد زيرا كه بهبود وضعيت مردم در نهايت قدرت خريد و مصرف مردم را بالا مي‌برد.

آقاي نمازي به نكتهء ظريفي اشاره كرديد موضوعات جديد و بحث‌هاي جديدي كه امروزه در مسؤوليت اجتماعي شركت‌ها مطرح مي‌شود نيز به اين گونه است كه فراتر از كمك‌هاي خيريهء شركت‌ها و فراتر از اين‌كه شركت‌ها از آلودگي زيست‌محيطي جلوگيري كنند در صورتي كه شركت‌ها از طريق تحقيق و پژوهش به برخي از نيازهاي فكر نشدهء مردم پاسخ دهند و نيازهاي جديدي را بيافرينند و كالاهاي جديدي توليد كنند يا تكنولوژي جديدي را به وجود آوردند اين خود يك مسؤوليت اجتماعي است و شايد بالاترين سطح مسؤوليت اجتماعي شركتي باشد؟

 به نظر من افزايش آگاهي‌هاي عمومي و رشد و آگاهي و با سوادي مردم مهم‌ترين عاملي است كه باعث مي‌شود مسؤوليت اجتماعي شركتي رشد و ترويج پيدا كند و اين آگاهي مردم باعث مي‌شود كه بسياري از شركت‌ها بر اثر فشار افكار عمومي دست به خود اصلاحي در درون شركت خود بزنند و خود را هر از چند گاهي اصلاح كنند، اين ترميم و اصلاح در ساختار در نهايت شركت را توسعه مي‌دهد و باعث مي‌شود كه به شركتي پيشرو در سطح جهاني تبديل شود و پاسخ به افكار عمومي موجب مي‌شود كه مقبوليت شركت در سطح جامعه بالاتر رود. از منظري ديگر افزايش آگاهي اجتماعي در مورد خود مفهوم مسؤوليت اجتماعي به ويژه در كشورهاي كمتر توسعه يافته و درحال توسعه چون ايران باعث مي‌شود كه توسعهء پايدار در كشور سريع‌تر پديد آيد و بسياري از مواضع ترويج و نهادينه شدن مسؤوليت اجتماعي برداشته شود، به عنوان مثال در كشور ما بسياري از مسؤولان نسبت به اين مفهوم آگاهي ندارند و در صورتي كه شركتي به ويژه شركت‌هاي فراملي بخواهند در اين زمينه سرمايه‌گذاري كنند از سوي مسؤولان علاوه بر آن‌كه با ديدهء سوءظن و ترديد نگريسته مي‌شود با آن‌ها برخورد نيز مي‌شود. در صورتي كه مسؤولان نسبت به اين موضوع آگاهي پيدا كنند همان‌گونه كه ما در مؤسسهء همياران در بسياري از موارد اين كار را انجام داديم، ديديم كه همين مسؤولان دولتي استقبال بسيار زيادي كردند. البته به نظر من فارغ از اين‌كه بخواهيم اين واژه‌ها را به كار ببريم مسالهء مسؤوليت اجتماعي در سنت و فرهنگ ايراني وجود دارد بسياري از صنعتگران و بازرگانان و صاحبان سرمايهء از طريق مدرسه‌سازي، مسجدسازي، كمك به تهيهء جهيزيه، ساخت درمانگاه و مركز بهداشتي مسؤوليت اجتماعي خود را انجام داده‌اند يا در دين اسلام كه شديدائ به انفاق و وقف توصيه شده است، اين وقف و انفاق و كمك‌هاي خيريه خود بعدي از ابعاد مفهوم مسؤوليت اجتماعي شركتي است، حالا اين مفاهيم كه در فرهنگ و سنت ما بوده بايد با روش‌ها و الگوهاي موفق و مدرن دنيا اندكي تلفيق شود تا در نهايت ارزش افزودهء بيشتري را براي جامعه فراهم كند. بنابراين، اين مفاهيم كه در سنت و فرهنگ ما وجود دارد بايد با تحولات و ديگر تجربيات جهاني تلفيق شود تا نتايج بهتر و آثار مثبت‌تري را به همراه آورد.

در چند سال اخير حركت‌هايي هم از سوي جامعهء مدني و هم از سوي خود بخش خصوصي و حتي دولت صورت گرفته تا مفهوم جديد و مدرن مسؤوليت اجتماعي شركت‌ها در كشور مطرح شود و شركت‌ها نسبت به اين مفهوم آگاهي پيدا كنند و بدانند كه مي‌توانند از اين مفهوم به عنوان يك استراتژي تجاري بهره ببرند و استفادهء تجاري كنند يا به عنوان يك ابزار تبليغاتي از اين مفهوم استفاده كنند و ارزش افزوده براي شركتشان بيافرينند، جايزهء تعالي سازماني يكي از همين حركت‌هاست كه از سوي دولت و بخش خصوصي آغاز شده است، حال به نظر شما با توجه به اين‌كه اين حركت‌ها صورت گرفته و اين مفهوم در بين شركت‌ها درحال مطرح شدن است امروزه اين مفهوم در ايران و ميان صاحبان صنايع و جامعهء مدني از چه جايگاهي برخوردار است؟

هرچند برگزاري كنفرانس مسؤوليت اجتماعي در سال 82 قدم خوبي بود كه برداشته شد و اتاق بازرگاني و كنفدراسيون صنعت از برگزاركنندگان اصلي آن كنفرانس بودند، ولي متاسفانه به‌قدر كافي بر روي صنعتگران و تجار داخل كشور تاكيد نشد و صنعتگران داخلي در اين كنفرانس به بازي گرفته نشدند هرچند كه وزير اقتصاد و دارايي اين كنفرانس را افتتاح كردند و بسياري از نهادهاي بين‌المللي چون نمايندگان بانك جهاني، شركت‌هاي چندمليتي و نهادهاي عملي در اين كنفرانس مشاركت داشتند اما برگزاركنندگان كنفرانس نتايج حاصله از كنفرانس را بعد از برگزاري پي‌گيري نكردند. ولي به هرحال به نظر من بسيار بايد هم از سوي دولت و هم از سوي جامعهء مدني بر روي اين موضوع كار شود و بخش خصوصي و مردم آگاه شوند از همين‌رو فكر مي‌كنم كه امروزه در آغاز راه هستيم. شما نقش جامعهء مدني و رسانه‌ها را در ترويج مسؤوليت اجتماعي شركتي چگونه مي‌بينيد به عنوان مثال فعاليت‌هايي را كه مؤسسهء همياران در جهت فقرزدايي انجام مي‌دهد كه بسياري نيز از فعاليت‌هاي فقرزدايي با همكاري بخش خصوصي صورت پذيرفته است تا چه اندازه در پيوند با مفهوم مسؤوليت اجتماعي شركت‌ها بوده است؟ محور كار مؤسسهء همياران ايجاد فضاي گفت‌وگو است به اين شكل كه بررسي و مطالعه‌اي صورت گرفت و به اين نتيجه رسيد كه در فضاي جامعهء مدني يك خلاء وجود دارد و مشكل اصلي جامعهء مدني عدم توان در برقراري ارتباط با ذي‌نفعاني چون دولت تشخيص داده شد. هسته‌اي از چند نفر افراد دولتي، سازمان‌هاي غيردولتي و جامعهء مدني نوپا شكل گرفت و نشستي در سال 1376 در بوشهر برگزار شد كه مهم‌ترين هدف آنان توانمندسازي تشكل‌هاي جامعهء مدني بود و در اين نشست هشت مساله مطرح شد كه موجب عدم شكل‌گيري ارتباط دولت با جامعهء مدني مي‌شود. مسايلي چون مقررات زياد دست و پاگير دولت و ديد سوءظن‌نگر دولت نسبت به انجمن‌ها و تشكل‌ها و... با توجه به شناخت و شناسايي اين مشكلات مؤسسهء همياران غيردولتي ايران توسط جمعي از افراد دولتي و غيردولتي شكل گرفت. مشابه نشست بوشهر كه پايه گذار گفتماني شفاف ميان تشكل‌هاي مردمي و نهادهاي دولتي بود در اكثر استان‌هاي كشور برگزار شد. هدف اكثر اين نشست‌ها توانمندسازي جوامع و مردم و تشكل‌هاي مردمي است. استدلال ما اين است كه مثلائ در مورد فقرزدايي مي‌گوييم الگوي اين كه دولت‌ها مسؤول فقرزدايي هستند شكست خورده است شاهد اين مدعا رشد فقر در اكثر جوامع دنياست حتي بانك جهاني مي‌گويد كه الگوي بخش خصوصي نيز در مورد فقرزدايي شكست خورده است، فقط يك الگو هم اكنون در حال تكوين است كه شكست نخورده است و آن اين كه خود جوامع محلي متشكل شوند و برنامه‌هايي را با همكاري ديگر بازيگران براي توانمند ساختن خود تعريف كنند و خود هم برنامه‌ها و سياست‌ها و اولويت‌ها را تدوين كنند و هم خود آن را با همكاري ديگر بازيگران اجرا كنند. بنابراين ما با همكاري بخش خصوصي و مردم جوامع محلي و مشاركت دولت برنامه‌هايي را در جهت فقرزدايي در اردكان و بم و برخي نقاط ديگر كشور با نظر مستقيم مردم تدوين و اجرا كرديم كه هم شركت‌ها، هم دولت- رياست جمهوري- هم ايرانيان خارج از كشور در توانمندسازي مردم اين جوامع مشاركت داشتند. ما سعي مي‌كرديم كه ظرفيت و توانمندي‌هايي را در جوانان و مردم جوامع محلي ايجاد كنيم و مهارت‌هايي را به آن‌ها بياموزيم تا خود در جهت از بين بردن فقر تلاش كنند. تمام اين برنامه‌ها با مشاركت مردم جوامع محلي و با توجه به ويژگي‌هاي جامعه‌شناختي و فرهنگي مردم اين جوامع و حتي محلات و مناطق اين جوامع تدوين و اجرا مي‌شد. در سطح كلان نيز تلاش كرديم كه چنين ديدگاهي را وارد سياستگذاري‌هاي دولتي كنيم به طوري كه در برنامهء چهارم توسعه چنين ديدگاهي براي فقرزدايي توصيه شده است نه اين كه از طريق ابزارهاي حمايتي چون سوبسيد فقرزدايي كنيم.

 آيا نقش بخش خصوصي و شركت‌ها نيز در جهت فقرزدايي نيز ديده شد و يا تعريف شد؟

همان گونه كه گفتم خيلي از اين پروژه‌ها و برنامه‌هايي كه به عنوان مثال براي فقرزدايي به ويژه در بم يا اردكان يا بوشهر انجام شد عمدتائ با كمك‌هاي داوطلبانهء بخش خصوصي و شركت‌ها ميسر شد، البته در كنار كمك‌هاي دولت و سازمان‌هاي بين‌المللي در ايران بسياري از انجمن‌هاي خيريه برنامه‌هاي خود را با كمك‌هاي بازرگانان، تجار و صاحبان سرمايه انجام مي‌دهند.

 به عبارت ديگر شما جامعهء مدني را حلقهء واسط بين شركت‌ها و بخش خصوصي از يك سو و جامعه و مردم از سوي ديگر مي‌دانيد؟

 به در واقع، جامعهء مدني و رسانه‌ها هستند كه باعث مي‌شوند بخشي از مشكلات جوامع از طريق بخش خصوصي و شركت‌ها حل شود؟ بله دقيقائ. از ديدگاهي ديگر به ويژه با توجه به ويژگي‌هاي مذهبي و سنتي در جامعهء ما بسياري از صاحبان سرمايه اعتقادشان اين گونه است كه خدا به من ياري كرده و ثروت زيادي را به من بخشيده است بنابراين بايد كار خيري را جهت شكرگزاري انجام دهم ولي تخصص، شناخت و حتي وقت انجام اين كار را ندارد و حتي اعتماد هم ندارد جامعهء مدني و تشكل‌ها مي‌توانند تسهيلگر اين روند باشند